|
|
|
|
|
ـ ساعت دو نیمه شب است ، تعدادی مامور با طناب و هزارتا دم و دستگاه دیگه خانه را تحت محاصره دارند ، سکوت حاکم بر شب از بیقراری بی خواب می شود ... ـ همه چیز آماده است تا یه عملیات توپ توپ انجام شه... سگهای موادیاب، باتوم های در دست نیروهای برقرار کننده امنیت، پوتین های کثیف نیروها برای رفتن به داخل اتاقهای یک خانه ای که در آن یک مسلمان زندگی می کند و ... ـ در حین عملیات ممکن است اشتباهی ساعت دو شب به جای خانه مورد نظر به یه واحد دیگر در همان ساختمان نیروها وارد شوند ، اما عیب نداره هدف خیره دیگه... فوقش بعد از اینکه در رو با لگد باز کردیم و دیدم اشتباه شده یه عذر خواهی می کنیم ـ درها با لگد نیروها باز می شوند ماموران به داخل اتاقها می ریزند یکی زود بلندشه این رخت و خواب ها رو جمع کنه که میهمانان ناخوانده داریم پدری که تا امشب برای پسرش یه اسوه بود و احساسی که موجب می شد چپ نگاه کردن به پدر چون زدن تو گوش پسر برای پسر سخت باشد داره با برخودهای باتوم به صورت پدرمعتادش از بین می ره دختر چشماشو بسته و در آغوش مادر فقط به دنبال پنهان کردن صورت گریانش است ـ مهمترین برنامه نیز اکنون انجام می شود: سگ ها بدویید که باید مواد بیابید از هرجا که شد لای لباس ها و کفش ها و رخت وخواب ها و حتی توی بطری و پارچ آب خونه هم شد خیالی نیست... نکات مهم قابل تحسین است وجود چنین نیروهایی در ملت ما کسانی که واقعا توانایی شناسایی و گرفتن مجرم هایی رو دارند که تا حالا کسی به اونها چپم نگاه نمی کرد قابل تحسین است که پلیس یک ملت دارای سگ هایی خبره در پیدا کردن مواد دارد قابل تحسین است که نیروها حتی برای انجام عملیات خود تا 2ـ3 بامداد نیز حاضر به همکاری هستند
اما قابل تحسین است که 5 آدم مجرم را در صندوق عقبی ماشینی جا می دهند؟ قابل تحسین است که تمام ابهت یک پدر حتی معتاد را جلوی پسرش به روی فرش های خانه می ریزند تا باد آن را با خود ببرد؟ قابل تحسین است که نیروهای جمهوری اسلامی با سگ و پوتین پا به خانه یک مسلمان می گذارند؟
و اینکه آیا قابل تحسین نیست که این کارهای خوب را برای اصلاح به باد انتقاد گرفت؟ تکلمه: تمام این اتفاقات زمانی می افتاد که تولید کننده ها و وارد کننده های اصلی که پشتشاش به پولشان بسیار گرم است داشتند برای تفریح آخر هفته خود برنامه ریزی می کردند... عکس هایی از اجرای این طرح رو در اینجا ببینید
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:39 توسط سید ابراهیم علیزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
چند شب پیش خبری در مورد تجمع کارگرانی شنیدم که به دلیل اینکه بعد از خصوصی شدن شرکتشان و آمدن نیروهای جدید اخراجشان کرده بودند دست به چنین کاری زده بودند. یک فرمول ساده ایست که به راحتی عقل می تونه اون رو بپذیره... وقتی شرکتی خصوصی بشود به یقین شرکت به یک آدم سرمایه داری واگذار می شود که کلی دم و دستگاه هم داره و وقتی هم که شرکت به دست اون بیفته اون هم به طبع کارگران قدیمی و بیگانه را از شرکت اخراج و در مقابل آشنایان و بستگان ونزدیکانش را در آن واحد مشغول می کند و در این میان این کارگر بدبخت است که چون دستش به جایی بند نیست و آشنای پولدار نداره باید بیاد و خونه نشین بشه... ای کاش می شد فضا به گونه ای بود که این شرکتها بعد از خصوصی شدن نمی توانستند کارگران خود را اخراج کنند ... ای کاش می شد سرمایه داران به جای اینکه به فکر به گماردن چند تن از آشنایان خود در مشاغل شرکت خود باشند و تنها کارهای پست را به کارگران ماهر بدهند، مشاغل نیازمند به مهارت را به همان کارگران ماهر قبل از خصوصی شدن شرکت بدهند تا بعد از چندین ماه فعالیت خیلی زود ورشکسته و زیان ده نشوند چکیده: مرحله 1: شرکت خصوصی می شود مرحله 2: کارگران ماهر اخراج یا به شغل های پست گمارده می شوند مرحله 3: آشنایان صاحب شرکت، در واحد مشغول به فعالیت می شوند مرحله 4:به دلیل نبود نیروهای ماهر شرکت ورشکسته می شود و مجدد به دست دولت می افتد مرحله آخر: بازم خصوصی سازی می کنیم شاید این دفعه دیگه نتیجه بده ... و باز روز از نو و روزی از نو... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:46 توسط سید ابراهیم علیزاده
|
|
||