تبليغاتX
سید ابراهیم ، نسیمی که از جوادیه می وزد
ناگفته های مانده در دل یک خبرنگار

 

((سالن مملو از افرادي است كه موهاي‌شان هم‌رنگ دندان‌هايشان شده است. كساني كه روزي در يك وزارتخانه فعاليت مي‌كردند و راه‌گشاي برخي مشكلات كارگران بودند، كساني كه عكس‌هاي بعضي از آنها حتي روزي روي صفحات اول روزنامه‌هاي كشور به عنوان كار آفرين و يا مصاحبه‌شونده ديده مي‌شد.

يكي با عصاي چوبي‌اش، يكي دست در دست نوه جوانش و ديگري هم با كمك آشنايي خود را به سالن همايش رسانده‌اند البته يكي هم هنوز آن قدر نيروي جواني دارد كه از پله‌ها دو تا دو تا بالا مي‌رود.

بعضي‌ها فقط چند سالي است كه همديگر را نديده‌اند و بعضي‌هاي ديگر بعد از 30 سال، 30 سالي كه خودش يك عمر است مي‌تواند شامل اتفاقات زيادي باشد، اتفاقاتي مثل اينكه يك بازنشسته تبديل به كارآفرين و صاحب يك شركت معتبر شود.

پيري وارد مي‌شود و بعد از چرخش آرام نگاهش در سالن سرانجام يك آشنا را مي‌بيند و با گام‌هاي آرام به سمت دوست قديمي‌اش حركت مي‌كند و زير لب با خود زمزمه مي‌كند: «چه عجب يك آشنا ديدم، همه رفتن فقط ما مونديما!» و بوسه‌هايي كه انگار هر يك خاطره‌اي را زنده مي‌كند. در ميان اين بوسه‌ها چين‌وچروك‌هاي صورتشان تفسير عشق به كار و كارگري را نشان مي‌دهد؛ عشقي كه حتي بعد از سال‌ها همچنان ادامه دارد ‌و بعد از بازنشستگي نيز دست از كار نكشيده است. شايد هم امرار معاش و هزينه بالاي زندگي او را مجبور كرده است همچنان كارگر باشد.

يكي ديگر تازه از زيارت خانه خدا آمده و از خاطره‌اي مي‌گويد كه نشان مي‌دهد حتي در بهترين لحظات زندگي‌اش همكاران قديمي‌اش را فراموش نكرده است.

«موفقيت امروزمان حاصل تلاش شماست» اين جمله‌اي است كه وقتي بر روي پرده سالن به نمايش گذاشته مي‌شود خيلي از اين مردان و زنان با غرور به يكديگر و البته به دست‌هاي خسته و كم‌توان خود نگاه مي‌كنند و به ياد مي‌آروند روزهايي را كه به عنوان تلاشگر عرصه كار بازويي بوده‌اند براي توليد كشور. در اين ميان بعضي‌ها كه حوصله بيشتري داشته و اشتغال امروزي را هم پيگيري مي‌كنند؛ پچ پچ كنان طرح‌هاي حال حاضر اشتغالزايي را با طرح‌هاي گذشته مقايسه مي‌كنند.

يك گل رز قرمز هم عامل پيوند اين جمع است كه بعضي‌ها هنوز مثل دوران جواني حس دگر دوستي‌شان زنده است و گل‌ها را به يكديگر تقديم مي‌كنند، به ياد روزهايي كه وقتي از كار خسته مي‌شدند با اين گل‌ها به يكديگر انرژي مي‌دادند.

صورت‌هاي چين وچروك‌دار، دست‌هاي بعضا پينه بسته و لرزان، كمرهاي خم شده، همه و همه فضا را از بوي كار و پويا بودن و كارگري عطرآگين كرده است.

يكي توران است و يكي مريم، يكي شاهين است و يكي مهرداد و يكي هم جناب وزير؛ سيد محمدجهرمي!

به گزارش خبرنگار كار واشتغال خبرگزاري دانشجوي ايران (ايسنا) در برنامه‌اي كه به مناسبت روز خانواده و تكريم از بازنشستگان وزارت كار عصر روز گذشته برگزار شد وزير كار و امور اجتماعي در سخناني اظهار كرد ...))

متن بالا گزارش خبری است که به نظر خودم شاید از معدود اخباری است که روی سایت ایسنا بدین شکل رفته، چیزی مثل همون نرم خبر. کاربرد نرم خبر در خبرگزاری انگار کار جدیدی است و واسه همین هم تصمیم گرفتم از دوستانی که قلم به دست هستند و یه جورایی با مطبوعات سروکار دارند درخواست کنم تا در مورد اینگونه اخبار و گزارشاتی که یه جورایی خبر رو از اون حالت خشک و رسمی خود در میارن نظر بدهند...

البته این رو هم باید بگم از اونجایی که این گونه کارکردن هنوز آنقدر در روزنامه ها رواج پیدا نکرده بنابراین اگر حتی یک روزنامه هم از این خبر استفاده نکنه باز هم این به معنای شکست این روش نوشتن نیست و من خیی دوست دارم این روش رو ادامه بدم.

اصل و متن کامل خبر بالا

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 22:47  توسط سید ابراهیم علیزاده  |