تبليغاتX
سید ابراهیم ، نسیمی که از جوادیه می وزد
ناگفته های مانده در دل یک خبرنگار
چند روز پیش متنی رو در بی بی سی خوندم که خوندش خالی از لطف نیست:

عنوان این مطلب ((مرگ گران است؛ مجبوریم زنده بمانیم)) بود که واقعا هرچند به راحتی سالهاست که همه این موضوع را مشاهده می کنند اما انگار نه انگار ...

و حالا این موضوع به قدری حاد است که این چنین متن نیشداری رو خیلی راحت در یکی از خبرگزاری های بین المللی منتشر می کنند:

با افزایش تورم و تجمل گرایی در ایران هزینه های مربوط به مراسم ترحیم به دغدغه های اقتصادی مردم اضافه شده و افراد دارای بضاعت کم مالی یا باید پیش از اینکه با این دنیا خداحافظی کنند، به فکر هزینه های مربوط به جهیزیه آخرت باشند و یا بالاجبار خانواده آنها چنین هزینه هایی را متقبل می شوند. امروزه بستگان و اقوام فردی که یکی از نزدیکانشان فوت شده، غیر از غم فراق عزیز از دست رفته، به حال خود و هزینه هایی که به گردنشان افتاده نیز می گریند.اکنون افراد مجبورند کلیه هزینه های مربوط به یک هفته مراسم را تقبل کنند، که به آنها باید مخارج تهیه قبر، غسالخانه، اتوبوس ایاب و ذهاب، چای، حلوا و وعده های مختلف غذایی برای عزاداران را هم اضافه کرد.در سال های اخیر و با گسترش فرهنگ چشم و هم چشمی، صنف جدیدی در ایران و به ویژه تهران متولد شده که کلیه خدمات مربوط به مجالس ترحیم را با هزینه های گزاف انجام می دهند.

می دانم این موضوع برای اولین بار نیست که مطرح می شود و قبل از آن نیز حتی فیلم هایی مانند "چقدر می گیری گریه کنی؟" رو هم پخش کرده بودند اما به هرحال آنقدر مسئله ای جدی است که با کمی فکر به راحتی می توان پی برد که این ها همه یعنی تمسخر و بی توجهی و مضحک کردن اعتقادات و عقاید مقدس و پاک خود.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 21:41  توسط سید ابراهیم علیزاده  |